معانی کلمه : محیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (موسیقی ) گوشه ای در دستگاه های نوا، ماهور، و راست پنجگاه.
۲. از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.
۳. (صفت ) [قدیمی] حیران کننده، حیرت انگیز، شگفت آور.
۲. از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.
۳. (صفت ) [قدیمی] حیران کننده، حیرت انگیز، شگفت آور.
فرهنگ معین
(مُ حَ یِّ) [ ع . ] (اِفا.) حیران کننده .
(مُ حَ یِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) حیران کننده .
(مُ حَ یِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) حیران کننده .
(مُ حَ یِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) حیران کننده .
فرهنگ فارسی
حیران کننده، حیرت انگیز، شگفت آور
۱ - ( اسم ) سرگشته کننده حیران کننده . توضیح شعب. بیست و چهارم است از شعبات بیست و چهارگان. موسیقی ( بقول مجمع الادوار ) وبقولی شعب. بیست و یکم ( سرگذشت موسیقی ) و آن هشت نغمه است و دایر. ۵۲ و مقلوب الطبقتین دایر. حسینی این شعبه با اصفهان و ماهور و راست پنجگاه مناسب است .
۱ - ( اسم ) سرگشته کننده حیران کننده . توضیح شعب. بیست و چهارم است از شعبات بیست و چهارگان. موسیقی ( بقول مجمع الادوار ) وبقولی شعب. بیست و یکم ( سرگذشت موسیقی ) و آن هشت نغمه است و دایر. ۵۲ و مقلوب الطبقتین دایر. حسینی این شعبه با اصفهان و ماهور و راست پنجگاه مناسب است .
مترادف و متضاد
حیرانکننده، حیرتانگیز، شگفتانگیز
