معانی کلمه : محیا
لغت نامه دهخدا
اثر نماندز من بی شمایلت آری
اَری ̍ مَآثِرَ مَحْیای َ مِن ْ مُحَیّاک ِ.
|| (ص )درود و سلام و تحیة فرستاده شده . (ناظم الاطباء). اسم مفعول از تحیة. (از معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
صورت، رخساره.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) زندگی ، حیات .
فرهنگ فارسی
( اسم ) چهر. انسان و جز او .
دانشنامه عمومی
نقل قول
محیا (فیلم). محیا فیلم ایرانی به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی اکبر خواجویی محصول سال ۱۳۸۶ است.
•
•
wikiquote: محیا_(فیلم)
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: mahyā) (عربی) حیات ، زندگی .
اسم: محیا (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: mahyā) (فارسی: مَحيا) (انگلیسی: mahya)
معنی: زندگی، حیات
معنی: زندگی، حیات
مترادف و متضاد
حیات، زندگی ≠ ممات
