محکمة. [ م ُ ح َک ْ ک ِ م َ ] (ع ص ) مونث مُحَکِّم . رجوع به محکم شود.
محکمة. [ م َ ک َ م َ ](ع اِ) داوری خانه . (منتهی الارب ). رجوع به محکمه شود. || جای فرمان . (یادداشت مرحوم دهخدا).
محکم#NAME?
جای دادرسی؛ دادگاه.
〈 محکمهٴ استیناف: (حقوق) [قدیمی] دادگاه استان.
〈 محکمهٴ بدایت: (حقوق) [قدیمی] دادگاه شهرستان.
〈 محکمهٴ صلح: (حقوق) [قدیمی] دادگاه بخش.
مطب
مطب
دادسرا، دادگاه، دادگستری، دیوان، عدالتخانه، عدلیه
۱. دادسرا، دادگاه، دادگستری، دیوان، عدالتخانه، عدلیه
۲. مطب