محوی . [ م َح ْ ] (ع ص نسبی ) منسوب به محو. رجوع به محو شود.
محوی . [ م ُ ح َوْ وی ] (ع ص ) فراهم گیرنده و دریافت کننده . (ناظم الاطباء).
محوی . [ م ُ ح َوْ وا ] (ع ص ، اِ) خانه های مردم بر یکجا از خرگاه و جز آن . (منتهی الار ب ) (آنندراج ). چادرهای پیوسته و متصل بهم . (ناظم الاطباء)....
فرهنگ عمید
۱. دربرگرفته شده. ۲. فراهم شده.
فرهنگ معین
(مَ یّ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - دربرگرفته شده . ۲ - مضمون . ۳ - سطح زیرین هر جسمی را محوی و سطح بالایین آن را حاوی نامند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - در بر گرفته شده . ۲ - مضمون جمع : محاوی . ۳ - سطح زیرین هر جسمی را محوی و سطح بالایین آنرا حاوی نامند . هر فلک مافوقی حاوی فلک مادون خود و مادون محوی مافوق است مثلا فلک الافلاک حاوی فلک ثوابت و فلک ثوابت محوی است . فراهم گیرنده
دانشنامه عمومی
سید محمد بالخی پسر سید مُلا عثمان از نوادگان «شیخ رش» محوی از بزرگترین شاعران کلاسیک کرد (۱۸۳۶-۱۹۰۶)در روستای بالخ در مجاورت سلیمانیه به دنیا آمد. وی از مشهورترین شاعران عرفانی کرد و گویش سورانی است. عمده شهرت وی به واسطه غزل های عاشقانه و عرفانی است.کردپرس؛ محوی، ستاره تابناک شعر کردیمحوی را بشناسید، نوگرادیوان محوی، تصحیح ملا عبدالکریم مدرس و محمد ملا کریم، انتشارات کردستان، ۱۳۸۹مێژووی ئه ده بی ...