محلت . [ م َ ح َل ْ ل َ ] (ع اِ) محله . محلة. کوی . برزن . یک بخش از چند بخش شهر. قسمتی از شهر که در آن کویها و کوچه ها و برزن باشد : و فضل ربیع اسب بگردانید و به خانه باز شد، یافت محلت و سرای خویش را مشحون به بزرگان و افاضل . (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 34). آن شب که وی را ازمحلت ما، سرآسیا از سرای پدر به کوشک امارت می بردند بسیار تکلف دیدم . (تاریخ بیهقی ص 249). کاهل وار برخاستند و خویشتن را بپای آن د...
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - جای فرود آمدن.۲ - زمان فرود آمدن . ۳ - منزل مقام جای باش . ۴ - کوی برزن : اندر شهر کوشکها بود و بعضی محلتها پراکنده دور از یکدیگر باشند . جمع : محلات .