محض . [ م َ ح ِ ] (ع ص ) مرد آزمند و حریص . || شیر خالص . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مَحض .
محض . [ م َ ح َ ] (ع مص ) شیر بی آمیغ نوشیدن . (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). مَحض . رجوع به محض شود.
ریاضیات محض
Pure mathematics
فقط
بحت صرف
بهخاطر، برای
بیآمیغ، پاک، خالص، ناب
۱. بیآمیغ، پاک، خالص، ناب
۲. بحت صرف
۳. فقط
۴. بهخاطر، برای