معانی کلمه : محصور شدن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - محاصره شدن احاطه شدن . ۲ - باز داشته شدن . ۳ - باجرای حج دسته جمعی توفیق نیافتن .
مترادف و متضاد
۱. احاطه شدن
۲. حصاردار شدن، دیوارکشی شدن، حصار کشیدن
۳. محاصره شدن
۴. اسیر شدن

۱. احاطه شدن
۲. حصاردار شدن، دیوارکشی شدن، حصار کشیدن
۳. محاصره شدن
۴. اسیر شدن