محرف . [ م َ رِ ] (ع اِ) جای بازگشتن . یقال ما لی عنه محرف ؛ ای مصرف . || جای کسب کردن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
محرف . [ م ِ رَ ] (ع اِ) محراف . مسبار. میل که بدان غور و عمق جراحت دانند. ج ، محارف و محاریف . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به محراف شود.
کسی که کلامی را تغییر بدهد؛ تحریفکننده؛ تغییردهنده.
ویژگی کلمهای که حرف یا حروفی از آن تغییر داده شده باشد؛ تحریفشده.