معنی کلمه : محتشمی
لغت نامه دهخدا
محتشمی. [م ُ ت َ ش َ ] ( حامص ) حالت و کیفیت محتشم :
شحنه این راه چو غارتگر است
مفلسی از محتشمی بهتر است.رنجه مشو راحت رنجور باش
ساعتی از محتشمی دور باش.حکم چو بر عاقبت اندیشی است
محتشمی بنده درویشی است.
شحنه این راه چو غارتگر است
مفلسی از محتشمی بهتر است.رنجه مشو راحت رنجور باش
ساعتی از محتشمی دور باش.حکم چو بر عاقبت اندیشی است
محتشمی بنده درویشی است.
