محافظت . [ م ُ ف َ ظَ ] (ع مص ) مراقبت . نگاهبانی کردن . (آنندراج ). محافظة. نگاهبان چیزی بودن .حفظ کردن . || نگاهداشت . نگهداشت . نگاهداری چیزی را. نگاه داشتن . مواظبت . مداومت . مراعات . ذب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به محافظة شود.- محافظت کردن ؛ نگاه داشتن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). به عدل و داد و مخالفت نگاهبانی کردن : و محافظت کنند رعیت را به عدل و داد، و مخالفت یکدیگر نکنند. (س...
فرهنگ عمید
حفظ کردن از آسیب، نگه داری کردن.
فرهنگ معین
(مُ فَ ظَ ) [ ع . محافظة ] ۱ - (مص م . ) نگاهبانی کردن ، حفظ کردن . ۲ - نگاه داشتن . ۳ - (اِمص . ) نگهبانی ، حفاظت .
فرهنگ فارسی
حفظ کردن، نگاهداری کردن
دانشنامه عمومی
محافظت عبارت است از حصول اطمینان از برقرار ماندن ارتباط بین ندهای شبکه از طرق مختلف. محافظت می تواند فیزیکی باشد (که با بحث افزونگی حاصل می شود) یا به صورت نرم افزاری حاصل شود.محافظت انواع مختلف دارد که با استفاده از انواع مختلف افزونگی حاصل می شوند. انواع مشهور آن عبارت اند از N:۱ و N+۱ که در شیوهٔ عملکرد و مسیرهای جایگزین با هم متفاوت هستند.wiki: محافظت...