معانی کلمه : مجنح
لغت نامه دهخدا
مجنح . [ م ُ ن َ ] (ع اِ) به فارسی گل خوش نظرنامند. نوعی از ریاحین است و قابض و رافع اسهال و سیلان خون ... (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). لغت عربی است ، به فارسی گل خوش نظر نامند ... (فهرست مخزن الادویه ).
فرهنگ فارسی
صاحب بازو
