مجنب . [ م ُ ن ِ ] (ع ص ) در باد جنوب درآینده . (آنندراج )(منتهی ...
فرهنگ معین
(مُ جَ نَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - دور کرده ، پرهیز داده . ۲ - آن بعد که یک پرده رد کرده باشد، مق . طنینی ، بقیه .
دانشنامه آزاد فارسی
مُجَنّباز اصطلاحات موسیقی قدیم ایران برای اندازه گیری فاصله. آن را با نشانۀ (ج ) مشخص می کنند. همچنین نام یکی از سه فاصله ای است که در یک دانگ یا ذوالاربع وجود داشته و معادل پردۀ کوچک به علاوۀ رُبع پرده یا به بیان دیگر سه ربع پرده بوده است. نام گذاری آن را به ابن سینا و صفی الدین نسبت می دهند. ابن سینا و صفی الدین اختلاف L+C (نیم پردۀ لیما+کُما) را با L (نیم پردۀ لیما) در نظر نمی گرفتند، آن ها را ...
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - دور کرده پرهیز داده . ۲ - آن بعد که یک پرده رد کرده باشد مقابل طنینی بقیه . کرانه زمین عجم که به زمین عرب پیوندد