Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مجمعله

تلفظ بین المللی : /mˌadʒamʔˈaleː/ تلفظ :‌ [m,adZam?'ale:]
لغت نامه دهخدا
  • مجمعه
  • مجمعه پوش
  • مشمعله
  • مجاعله
  • مجعله
  • مسمعله
  • المجمعه
  • انقلاب مجموعه ورزشی
  • عام المجاعه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مجمعلة. [ م ُ ج َ ع َ ل َ] (ع ص ) امراءة مجمعلة؛ زن بسته گوشت . (منتهی الارب ).زن پیچیده گوشت . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

( مجمعلة ) مجمعلة. [ م ُ ج َ ع َ ل َ] ( ع ص ) امراءة مجمعلة؛ زن بسته گوشت. ( منتهی الارب ).زن پیچیده گوشت. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

  • مجمعه
  • مجمعه پوش
  • مشمعله
  • مجاعله
  • مجعله
  • مسمعله
  • المجمعه
  • انقلاب مجموعه ورزشی
  • عام المجاعه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات