مجلد. [ م ِ ل َ ] (ع اِ) پوست پاره ای که زن نواحه بر روی زند بدان . ج ، مَجالید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). پوست پاره ای که زن نوحه کننده بر روی خود زند. (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). || تازیانه . (از ذیل اقرب الموارد).
(مُ جَ لِّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - پوست کننده . 2 - صحاف .
(مُ جَ لَّ) [ ع . ] (اِمف .) 1 - کتاب جلد کرده شده . 2 - واحدی برای شمارش کتاب .
اسم
جلد
جلدشده، جلددار
۱. جلدشده، جلددار
۲. جلد