معانی کلمه : مجروح گردیدن
لغت نامه دهخدا
مجروح گردیدن. [ م َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) مجروح شدن :
هر که او مجروح گردد یک ره از نیش پلنگ
موش گرد آید بر او، تا کار او زیبا کند.و رجوع به مجروح شدن شود.
هر که او مجروح گردد یک ره از نیش پلنگ
موش گرد آید بر او، تا کار او زیبا کند.و رجوع به مجروح شدن شود.
فرهنگ فارسی
مجروح شدن
