معانی کلمه : مجروح جنگی
فرهنگ فارسی
فردی که براثر عوامل بیرونی، مانند ترکش بمب و خمپاره، در میدان رزم، و نه در اقدامات تروریستی، مجروح شود
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{wounded in action, WIA} [علوم نظامی] فردی که براثر عوامل بیرونی، مانند ترکش بمب و خمپاره، در میدان رزم، و نه در اقدامات تروریستی، مجروح شود
