مجرائی . [ م ِ ] (ص ) مأخوذ از تازی ،کسی که به وظیفه و تکلیف خود عمل می کند مانند نوکر و وزیر و جز آن . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مجرائی . [ م ُ ] (ص نسبی ) آن که همیشه در مجرائی صاحب خود میرسیده باشد. (بهار عجم ) (از آنندراج ) : شه سپاه تغافل پی صف آرایی است نقیب ناله صدایی که اشک مجرائی است . ملافقیراﷲ آفرین (از آنندراج ).و رجوع به مَجرا شود. |...