Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مجحوف

تلفظ بین المللی : /mˈadʒhuːf/ تلفظ :‌ [m'adZhu:f]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • محوف
  • مجوف
  • مجوفه
  • منحوف
  • عمق و یا انتهای هر عضو مجوفی
  • فضای مجوف
  • مجوف کردن
  • مزحوف
  • مقحوف
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

مجحوف. [ م َ ] ( ع ص ) مرد مبتلا به هیضه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مردی که از تخمه شکم روش گرفته باشد و گرفتار هیضه. ( ناظم الاطباء ). || ( در اصطلاح عروض ) جحف آن است که فاعلاتن را خبن کنند تا فعلاتن بماند، آنگه فاصله از آن بیندازند «تن »بماند «فع» به جای آن بنهند و «فع» چون از فاعلاتن خیزد آن را مجحوف خوانند و جحف پاک ببردن و فرارفتن چیزی باشد از روی زمین... ( المعجم چ دانشگاه ص 54 ).- مجحوف...

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - پاک ببرده ، فرا رفته از روی زمین . ۲ - در علم عروض جحف آن است که «فاعلاتن » را خبن کنند تا «فعلاتن » بماند، آنگه فاصله از آن بیندازند «تن » بماند، «فع » به جای آن بنهند و «فع » چون از «فاعلاتن » خیزد آن را مجحوف خوانند.

کلمات مرتبط

  • محوف
  • مجوف
  • مجوفه
  • منحوف
  • عمق و یا انتهای هر عضو مجوفی
  • فضای مجوف
  • مجوف کردن
  • مزحوف
  • مقحوف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات