کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مثل-برق-درخشیدن | کلماتور
معنی کلمه : مثل برق درخشیدن
تلفظ بین المللی :
/mˈesl bˈarq1 dˌeraxʃˈidan/
تلفظ :
[m'esl b'aRq1 d,eRaxS'idan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مثل برق
مثل برف سفید
محل عبور سیم برق در ساختمان
مثل کبک سرش را زیر برف کرده
مثل ابی که بر یا روی اتش بریزند
مثل برج زهرمار
بر سر میل اوردن
چنگ بر چنگ مال
زانو بر خاک مال
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
lighten
(فعل)
کاستن، سبک کردن، روشن کردن، درخشیدن، سبکبار کردن، راحت کردن، مثل برق درخشیدن، تنویر فکر کردن
کلمات مرتبط
مثل برق
مثل برف سفید
محل عبور سیم برق در ساختمان
مثل کبک سرش را زیر برف کرده
مثل ابی که بر یا روی اتش بریزند
مثل برج زهرمار
بر سر میل اوردن
چنگ بر چنگ مال
زانو بر خاک مال
نظرات