معانی کلمه : مثلث
لغت نامه دهخدا
مثلث . [ م ُ ث َل ْ ل َ ] (اِخ ) لقب هرمس یعنی متصف به صفات نبی و ملک و حکیم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ادریس و هرمس و مثلث النعمة شود.
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(مُ ثَ لَّ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - شکلی که دارای سه ضلع و سه زاویه باشد. ۲ - عطری که از ترکیب سه مادة خوشبو درست شده باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
صورت فلکی کوچک اما بارز آسمان شمالی (northern sky) در همسایگی صورتهای مسلسله و حَمَل
سه گوشه، سه کرده شده، سه یک کرده شده
(اسم ) ۱ - سه کننده . ۲ - سازند. چیزی که در آن سه جزو باشد.۳ - قایل به تثلیث عیسوی مسیحی . ۴ - سخن چینی کننده نزد سلطان از کسی ( زیرا چنین کس بخود و آن کس و سلطان زیان رساند ) جمع : مثلثین .
لقب هرمس متصف به نبی
(اسم ) ۱ - سه کننده . ۲ - سازند. چیزی که در آن سه جزو باشد.۳ - قایل به تثلیث عیسوی مسیحی . ۴ - سخن چینی کننده نزد سلطان از کسی ( زیرا چنین کس بخود و آن کس و سلطان زیان رساند ) جمع : مثلثین .
لقب هرمس متصف به نبی
دانشنامه عمومی
نقل قول
مثلث (فیلم ۲۰۰۹). مثلث (انگلیسی: Triangle) فیلمی در سبک ترسناک به کارگردانی کریستوفر اسمیت که محصول مشترک بریتانیا و استرالیا است و در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.
•
•
wikiquote: مثلث_(فیلم_۲۰۰۹)
مترادف و متضاد
سهگوش، سهبر، سهضلعی، سهگوشه ≠ مربع
۱. سهگوش، سهبر، سهضلعی، سهگوشه ≠ مربع
۲. شراب، سیکی، سهیکی
۳. سهتایی، سهگانه
فرهنگ فارسی ساره
سه گوش، لچک
فرهنگستان زبان و ادب
{Triangulum, Tri, Triangle} [نجوم] صورت فلکی کوچک اما بارز آسمان شمالی (northern sky ) در همسایگی صورت های مسلسله و حَمَل
