Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مثرد

تلفظ بین المللی : /mˈasrd/ تلفظ :‌ [m'asRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • مثرد طاس
  • مثرد یطوس
  • مثردیطوس
  • مثردطاس
  • مثرده
  • دیو مرد
  • رباعی مجرد
  • التوی مردانه
  • روح مجرد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مثرد. [ م ُ ث َرْ رِ ] (ع ص ) کسی که ذبیحه را به سنگ یا استخوان یا آهن کند کشد. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

مثرد. [ م ِ رَ ] (ع اِ) آوندی که در آن ثرید سازند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کاسه که در آن ترید و اشکنه کنند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

مثرد. [ م ُ ث َرْ رِ ] ( ع ص ...

فرهنگ عمید

کاسه یا طاسی که در آن ترید می کردند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آوندی که در آن ثرید سازند .
کسی که ذبیحه را به سنگ کند کشد

کلمات مرتبط

  • مثرد طاس
  • مثرد یطوس
  • مثردیطوس
  • مثردطاس
  • مثرده
  • دیو مرد
  • رباعی مجرد
  • التوی مردانه
  • روح مجرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات