معانی کلمه : متکثر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بسیار، متعدد.
فرهنگ معین
(مُ تَ کَ ثِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) بسیار شونده ، دارای کثرت .
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) بسیار شونده . ۲ - بسیار جوینده بسیار گیرنده ( از چیزی ) جمع : متکثرین . ۳ - ( صفت ) بسیار متعدد : پس اگر چنین نیست و هر صفتی را بذات خویش معنی دیگرست یک جوهر شش صفت متکثر باشد متوحد و منفرد نباشد .
مترادف و متضاد
متعدد، بسیار، پرشمار، افزون
