متوکل . [ م ُ ت َ وَک ْ ک ِ ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن حمود علوی و رجوع به ابوالحسن علی ... شود.
متوکل . [ م ُ ت َ وَک ْ ک ِ ] (اِخ ) ابویحیی ابوبکر، یازدهمین از پادشاه بنی حفص . رجوع به ابویحیی ابوبکر شود.
(تلفظ: mote(a)vakkel) (عربی) آن که (به خدا) توکل میکند ؛ (در قدیم) تکیه کننده ، پشتگرم ؛ (در اعلام) نام چند تن از اشخاص در تاریخ ؛ (در عرفان) متوکل کسی است که به هیچ سبب توسل و توصل به رزق مقسوم نجوید و بر خدا توکل کند و از هیچ مخلوق استعانت نجوید تا مسبب الاسباب به هر طریق که خواهد رزق به ایشان برساند .