کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متوطن-شدن | کلماتور
معانی کلمه : متوطن شدن
تلفظ بین المللی :
/mˌotevˈatten ʃˈodan/
تلفظ :
[m,otev'atten S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متحصن شدن
متوطن
متفطن
متون
متون اهرام
متون تدفینی
متون مقدس
متوهن
موطن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
(مصدر ) وطن گزیدن مقام کردن در جایی : تا ایشان مرفه الحال و فارغ البال درین طرف مقیم و متوطن شدند .
مترادف و متضاد
مجاورشدن
اقامت کردن، سکنا گزیدن، مقیم شدن
۱. اقامت کردن، سکنا گزیدن، مقیم شدن
۲. مجاورشدن
کلمات مرتبط
متحصن شدن
متوطن
متفطن
متون
متون اهرام
متون تدفینی
متون مقدس
متوهن
موطن
نظرات