کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متواطح
تلفظ بین المللی :
/mˌotevˈɑteh/
تلفظ :
[m,otev'Ateh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متواطی
متواطیه
اسم متواطی
اسماء متواطیه
متناطح
متواضح
متواطد
متواطس
متواقح
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متواطح. [ م ُ ت َ طِ ] ( ع ص ) با هم فراگیرنده شر و بدی را. || فتنه انگیزنده. ( آنندراج )( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مشغول به ستیزه و جدال سخت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تواطح شود.
کلمات مرتبط
متواطی
متواطیه
اسم متواطی
اسماء متواطیه
متناطح
متواضح
متواطد
متواطس
متواقح
نظرات