Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متناسب کردن

تلفظ بین المللی : /mˌotenˈɑseb kˈardan/ تلفظ :‌ [m,oten'Aseb k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • متناوب کردن
  • مناسب کردن
  • ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
  • متناسب
  • متناسب بودن
  • متناسب نبودن
  • متناسب الاعضا
  • غیر متناسب
  • قطعه زمین متناسب و بار اور
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

fit (فعل)شایسته بودن، مجهز کردن، تطبیق کردن، متناسب کردن، خوردن، اندازه بودن برازندگی، زیبنده بودن بر، مناسب بودن برای، سوار یا جفت کردن، صلاحیت دار کردن، گنجاندن یا گنجیدنproportionate (فعل)متناسب کردنproportion (فعل)متناسب کردن، متقارن کردنcoordinate (فعل)تعدیل کردن، هم اهنگ کردن، متناسب کردن...

کلمات مرتبط

  • متناوب کردن
  • مناسب کردن
  • ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
  • متناسب
  • متناسب بودن
  • متناسب نبودن
  • متناسب الاعضا
  • غیر متناسب
  • قطعه زمین متناسب و بار اور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات