Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متمدن کردن

تلفظ بین المللی : /mˌotemˈadden kˈardan/ تلفظ :‌ [m,otem'adden k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • متمکن کردن
  • ترکیب یا متحد کردن
  • متحد کردن
  • جبهه متحد کرد
  • متمدن
  • متمدن سازی
  • متمدن شدن
  • غیر متمدن
  • سرخ پوستان قبایل پنجگانه متمدن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

شهرنشین کردن

فرهیخته کردن، با فرهنگ کردن

تربیت کردن، مبادی آداب کردن

۱. فرهیخته کردن، با فرهنگ کردن
۲. تربیت کردن، مبادی آداب کردن
۳. شهرنشین کردن

civilize (فعل)
متمدن کردن، متمدن شدن

کلمات مرتبط

  • متمکن کردن
  • ترکیب یا متحد کردن
  • متحد کردن
  • جبهه متحد کرد
  • متمدن
  • متمدن سازی
  • متمدن شدن
  • غیر متمدن
  • سرخ پوستان قبایل پنجگانه متمدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات