معانی کلمه : متلک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. شوخی.
۲. = مَتل
۲. = مَتل
فرهنگ معین
(مَ تَ لَ ) (اِ. ) (عا. ) سخنی که از روی شوخی و طعنه به کسی گفته می شود.
فرهنگ فارسی
شوخی، کنایه، سخنی که ازروی شوخی وطعنه بکسی گفته شود
( اسم ) سخن طعنه آمیز ونیش دار .
( اسم ) سخن طعنه آمیز ونیش دار .
مترادف و متضاد
جوک، شوخی، طعنه، هزل
سخن طعنهآمیز، سخنریشخندآمیز، کلام نیشدار، گوشهوکنایه
۱. جوک، شوخی، طعنه، هزل
۲. سخن طعنهآمیز، سخنریشخندآمیز، کلام نیشدار، گوشهوکنایه
واژه نامه بختیاریکا
لُقز
