Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متلمس

تلفظ بین المللی : /mˌotelˈammes/ تلفظ :‌ [m,otel'ammes]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی
  • متلمسه
  • متطمس
  • متلبس
  • متلسن
  • متلمذ
  • متمسک
  • ملتمس
  • ملمس
  • متمسک شدن
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی

لغت نامه دهخدا

متلمس . [ م ُ ت َ ل َم ْ م ِ ] (ع ص ) باربار جوینده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آن که باربار و از پی هم می جوید چیزی را. (ناظم الاطباء). رجوع به تلمس شود.

متلمس . [ م ُ ت َ ل َم ْ م ِ ] (اِخ ) لقب جریربن عبدالمسیح شاعر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). صحیفةالمتلمس ، مثل است در عرب و اصل آن «أشأم من صحیفةالمتلمس » است . رجوع به «جر...

دانشنامه آزاد فارسی

مُتَلَمِّس (قرن ۶م)شاعر و پهلوان عربِ عهد جاهلیت. به روایت یکی از داستان های پهلوانی عرب، او و برادرزاده اش طَرَفه از جانب عمرو بن هند، پادشاه لَخمی حیره، مأمور رساندن دو نامه به حاکم پادشاه در غرب عربستان بودند. متلمس که بدگمان شده بود، نامه را گشود و حکم قتل خویش را در آن نوشته دید؛ پس مکتوب را بینداخت و بگریخت، اما طرفه نامۀ عمرو را به حاکم رساند و کشته شد. تقریباً همۀ اشعار منسوب به متلمس، به ...

کلمات مرتبط

  • متلمسه
  • متطمس
  • متلبس
  • متلسن
  • متلمذ
  • متمسک
  • ملتمس
  • ملمس
  • متمسک شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات