کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متقمح
تلفظ بین المللی :
/mˌoteq1ˈammeh/
تلفظ :
[m,oteq1'ammeh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متقرح
مقمح
منقمح
متحمحم
متقحز
متقحزن
متقحل
متقحم
متقرحه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متقمح. [ م ُ ت َ ق َم ْ م ِ ] ( ع ص ) شتری که سر برآورد و بازایستد از آب خوردن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تقمح شود.
کلمات مرتبط
متقرح
مقمح
منقمح
متحمحم
متقحز
متقحزن
متقحل
متقحم
متقرحه
نظرات