کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متقسقس
تلفظ بین المللی :
/mˌataq1sˈaq1as/
تلفظ :
[m,ataq1s'aq1as]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متجسس
متسق
متقسم
مقوقس
متسلسل
متسوسوپرانو
تقسقس
مقساس
متحسس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متقسقس. [ م ُ ت َ ق َ ق ِ ] ( ع ص ) شنونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شنونده و مستمع. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تقسقس شود.
کلمات مرتبط
متجسس
متسق
متقسم
مقوقس
متسلسل
متسوسوپرانو
تقسقس
مقساس
متحسس
نظرات