کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متفشج
تلفظ بین المللی :
/mˌotefˈaʃʃedʒ/
تلفظ :
[m,otef'aSSedZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متفجع
متفرج
متشجع
متفاج
متفجر
متفجس
متفحج
متفشغ
متفشل
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متفشج. [ م ُ ت َ ف َش ْ ش ِ ] ( ع ص ) کسی که در نشستن و رفتن پایها را از هم دور می نهد. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تفشج شود.
کلمات مرتبط
متفجع
متفرج
متشجع
متفاج
متفجر
متفجس
متفحج
متفشغ
متفشل
نظرات