معانی کلمه : متغیر پابند
فرهنگ فارسی
متغیری که مقید به سور است و نمیتوان یک ثابت به جای آن قرار داد
فرهنگستان زبان و ادب
{bound variable} [ریاضی] متغیری که مقید به سور است و نمی توان یک ثابت به جای آن قرار داد

متغیری که مقید به سور است و نمیتوان یک ثابت به جای آن قرار داد