Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متغنج

تلفظ بین المللی : /mˌoteq1ˈannedʒ/ تلفظ :‌ [m,oteq1'annedZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • متشنج
  • متنجس
  • متشنج شدن
  • متشنج کردن
  • متنجز
  • متغنی
  • متنجان
  • متبنج
  • متغلج
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

متغنج. [ م ُ ت َ غ َن ْن ِ ] ( ع ص ) زنان با ناز و کرشمه. ( ناظم الاطباء ) ( ازفرهنگ جانسون ). ناز و کرشمه نماینده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تغنج شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ غَ نِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ناز کننده ، با ناز و کرشمه .

کلمات مرتبط

  • متشنج
  • متنجس
  • متشنج شدن
  • متشنج کردن
  • متنجز
  • متغنی
  • متنجان
  • متبنج
  • متغلج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات