کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متغدن
تلفظ بین المللی :
/matq1ˈadan/
تلفظ :
[matq1'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متمدن
غیر متمدن
متمدن سازی
متمدن شدن
متمدن کردن
متغنج
سرخ پوستان قبایل پنجگانه متمدن
متغنی
متدنس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متغدن. [ م ُ ت َ غ َدْ دِ ] ( ع ص ) خمنده و میل نماینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). جنبان و متزلزل. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تغدن شود.
کلمات مرتبط
متمدن
غیر متمدن
متمدن سازی
متمدن شدن
متمدن کردن
متغنج
سرخ پوستان قبایل پنجگانه متمدن
متغنی
متدنس
نظرات