Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متغافل

تلفظ بین المللی : /mˌoteq1ˈɑfel/ تلفظ :‌ [m,oteq1'Afel]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • متغازل
  • متغالب
  • متغالی
  • متغفل
  • متاثل
  • متافیزیک
  • متال
  • متالم
  • متالم شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

متغافل. [ م ُ ت َ ف ِ ]( ع ص ) به قصد غافل شونده از چیزی و چشم پوشی نماینده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که خود را غافل می نمایاند. ( ناظم الاطباء ) : ای متغافل به کار خویش نگه کن چند گذاری چنین جهان به تغافل.ناصرخسرو.چونکه نخواهی ز پس شصت سال ای متغافل زتن خود حساب.ناصرخسرو.این همه مکر است از خدای تعالی منشین از مکرش ایمن ای متغافل.ناصرخسرو.در ایام صبی و روزگار اوایل عمر ...

فرهنگ عمید

کسی که خود را غافل وانمود سازد.

کلمات مرتبط

  • متغازل
  • متغالب
  • متغالی
  • متغفل
  • متاثل
  • متافیزیک
  • متال
  • متالم
  • متالم شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات