کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متغاطش
تلفظ بین المللی :
/matq1ˈɑtaʃ/
تلفظ :
[matq1'AtaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متغاطس
متغطش
متخاطی
متعاطف
متعاطی
متغایر
متقاطر
نقطهء مقابل یا متقاطر
متغابن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متغاطش. [ م ُ ت َطِ ] ( ع ص ) خویشتن را کور سازنده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). خویشتن را کور نماینده و به کوری نسبت دهنده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تغاطش شود.
کلمات مرتبط
متغاطس
متغطش
متخاطی
متعاطف
متعاطی
متغایر
متقاطر
نقطهء مقابل یا متقاطر
متغابن
نظرات