کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متشیخ | کلماتور
معانی کلمه : متشیخ
تلفظ بین المللی :
/mˌoteʃˈajjex/
تلفظ :
[m,oteS'ajjex]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
متشیخوو
متشخص
متشخصین
مشیخت
مشیخه
متشاخس
متشاخص
متشدخ
متشمخر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
متشیخ. [ م ُ ت َ ش َی ْ ی ِ ]( ع ص ) خواجه و پیرشونده. ( آنندراج ). شیخ شده و خواجه و پیر گشته. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || آن که خود را به پیری زند. و رجوع به تشیخ شود.
فرهنگ عمید
پیرشده یا تظاهرکننده به پیری.
کلمات مرتبط
متشیخوو
متشخص
متشخصین
مشیخت
مشیخه
متشاخس
متشاخص
متشدخ
متشمخر
نظرات