Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متسلط

تلفظ بین المللی : /mˌotesˈallet/ تلفظ :‌ [m,otes'allet]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • مسلط
  • مسلط شدن
  • مسلط بر دریا
  • مسلط بودن
  • مسلط شدن بر
  • مسلط گشتن
  • مسلط یا مشرف بودن بر
  • متسلح
  • متسلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

متسلط. [ م ُ ت َ س َل ْ ل َ ] (ع ص ) برگماشته شده و کسی که بر او دست یافته باشند. (غیاث ).کسی که بروی دست یافته باشند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تسلط شود.

متسلط. [ م ُ ت َ س َل ْ ل ِ ] (ع ص ) بر کسی دست یابنده و غلبه کننده . (آنندراج ) (غیاث ). دست یابنده و غلبه کننده . (ناظم الاطباء) : کوه ها از متغلبان خالی شده و راهها...

فرهنگ عمید

غلبه کننده.

فرهنگ معین

(مُ تَ سَ لَّ ) [ ع . ] (اِفا. ) غلبه کننده ، مسلط .

کلمات مرتبط

  • مسلط
  • مسلط شدن
  • مسلط بر دریا
  • مسلط بودن
  • مسلط شدن بر
  • مسلط گشتن
  • مسلط یا مشرف بودن بر
  • متسلح
  • متسلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات