Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متسلح

تلفظ بین المللی : /mˌotesˈalleh/ تلفظ :‌ [m,otes'alleh]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • بتون مسلح
  • کابل مسلح
  • متسحن
  • مسلح
  • مسلح سازی
  • مسلح کردن
  • مسلحانه
  • مسلحه
  • از پیش مسلح کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

متسلح. [ م ُ ت َ س َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) سلاح پوشنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سلاح پوشیده. ( ناظم الاطباء ) :... تا به مجالحان و متسلحان تشبهی کرده. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 طهران ص 105 ). و رجوع به تسلح شود.

فرهنگ عمید

سلاح پوشیده.

فرهنگ معین

(مُ تَ سَ لِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) سلاح پوشنده .

کلمات مرتبط

  • بتون مسلح
  • کابل مسلح
  • متسحن
  • مسلح
  • مسلح سازی
  • مسلح کردن
  • مسلحانه
  • مسلحه
  • از پیش مسلح کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات