کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متس | کلماتور
معانی کلمه : متس
تلفظ بین المللی :
/mˈats/
تلفظ :
[m'ats]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
متس شهر
متس ایروم
متس ایشخاناسار
متس برگمان
متس تاغلار
متس ساریار
متس سپاسار
متس فرانسه
متس ماسریک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متس. [ م َ ] ( ع مص ) پلیدی و سرگین انداختن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سرگین انداختن. ( ناظم الاطباء ). || جستن گیاه و جز آن را جهت برکندن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
پلیدی و سرگین انداختن
کلمات مرتبط
متس شهر
متس ایروم
متس ایشخاناسار
متس برگمان
متس تاغلار
متس ساریار
متس سپاسار
متس فرانسه
متس ماسریک
نظرات