Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متزوج

تلفظ بین المللی : /mˌotezˈavvedʒ/ تلفظ :‌ [m,otez'avvedZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • جیووانا متزوجیورنو
  • متزاوج
  • متزور
  • متموج
  • متوج
  • متوجه
  • متوجه شدن
  • مازوج
  • مزوج
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متزوج. [ م ُ ت َ زَوْ وِ ] ( ع ص ) زن کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). زن گرفته. ( ناظم الاطباء ). || شوی گرفته. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تزوج شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ زَ وِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) زن کننده ، ازدواج کننده ، ج . متزوجین .

فرهنگ فارسی

( اسم ) زن کننده ازدواج کننده جمع : متزوجین .

کلمات مرتبط

  • جیووانا متزوجیورنو
  • متزاوج
  • متزور
  • متموج
  • متوج
  • متوجه
  • متوجه شدن
  • مازوج
  • مزوج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات