معانی کلمه : متری
لغت نامه دهخدا
متری . [ م ُ ] (ع ص ) کسی که کارها را پی در پی می کند و میان آنها مهلتی می دهد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
metric (صفت)
متری، اندازهای، استاندارد یا معیار متری

متری . [ م ُ ] (ع ص ) کسی که کارها را پی در پی می کند و میان آنها مهلتی می دهد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).