کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مترنح
تلفظ بین المللی :
/mˌotarˈanneh/
تلفظ :
[m,otaR'anneh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
غدد مترشح
مترحل
مترشح
مترنم
مترنم شدن
متروح
غده مترشحه داخلی
مادهء مترشحه
مایع مترشحه از غدد بزاقی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مترنح. [ م ُ ت َ رَن ْ ن ِ ] ( ع ص ) ناونده از مستی. ( آنندراج ). افتان و خیزان حرکت کننده از مستی. ( ناظم الاطباء ). || کسی که اندک شراب می آشامد.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترنح شود.
کلمات مرتبط
غدد مترشح
مترحل
مترشح
مترنم
مترنم شدن
متروح
غده مترشحه داخلی
مادهء مترشحه
مایع مترشحه از غدد بزاقی
نظرات