Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متخضع

تلفظ بین المللی : /mˌotexˈazzeʔ/ تلفظ :‌ [m,otex'azze?]
لغت نامه دهخدا
  • متضعف
  • متبضع
  • متخزع
  • متخشع
  • متخضخض
  • متخضد
  • متخضرع
  • متخضرم
  • متخلع
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متخضع. [ م ُ ت َخ َض ْ ض ِ ] ( ع ص ) فروتن. ( آنندراج ). فروتنی کرده. ( ناظم الاطباء ). || مغلوب و زیردست شده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تخضع شود.

کلمات مرتبط

  • متضعف
  • متبضع
  • متخزع
  • متخشع
  • متخضخض
  • متخضد
  • متخضرع
  • متخضرم
  • متخلع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات