معانی کلمه : متحف
لغت نامه دهخدا
متحف . [ م ُ ح َ ] (ع ص ) تحفه کرده شده . (آنندراج ) (غیاث ). عطا کرده شده و بخشیده شده و نیاز شده . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
تحفه دهنده.
مترادف و متضاد
۱. موزه
۲. تحفهدهنده

متحف . [ م ُ ح َ ] (ع ص ) تحفه کرده شده . (آنندراج ) (غیاث ). عطا کرده شده و بخشیده شده و نیاز شده . (ناظم الاطباء).
۱. موزه
۲. تحفهدهنده