متحصن. [ م ُ ت َ ح َص ْ ص ِ ] ( ع ص ) حصارنشیننده و قلعه نشین. ( آنندراج ) ( غیاث ). کسی که در قلعه و جای استوار رود و در آنجا پناه گیرد. پناه گیرنده. ( ناظم الاطباء ). بست نشین. ج ، متحصنین. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). پناه گرفته در قلعه و جای سخت و یا در جای مقدس و بست نشین و قلعه نشین. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تحصن شود.- متحصن شدن ؛ در قلعه شدن. ( ناظم الاطباء ). در جایی پناه گرفتن : در ق...
فرهنگ عمید
۱. کسی که برای اعتراض یا در امان ماندن به جایی پناه برده است. ۲. [قدیمی] کسی که در پناه کسی در آمده است.