Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متحرم

تلفظ بین المللی : /mathˈaram/ تلفظ :‌ [math'aRam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • ذو محرم
  • روش خوشه متحرک
  • رونوشت محرمانه
  • زیرنویس متحرک
  • سکوی متحرک جمع آوری
  • سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
  • سیرگاه متحرک
  • بال متحرک
  • کمربند متحرک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

متحرم. [ م ُ ت َ ح َرْ رِ ] ( ع ص ) بازداشته شده و منع کرده شده. || غیرجایز و خلاف شرع و حرام. || محترم و حرمت داشته شده. || پناه گیرنده. || دزد. || خارجی و بیدین. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تحرم شود.

فرهنگ عمید

۱. دارای حرمت، حرمت داشته.
۲. بی دین.

کلمات مرتبط

  • ذو محرم
  • روش خوشه متحرک
  • رونوشت محرمانه
  • زیرنویس متحرک
  • سکوی متحرک جمع آوری
  • سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
  • سیرگاه متحرک
  • بال متحرک
  • کمربند متحرک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات