Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متحاشی

تلفظ بین المللی : /mˌotehˈɑʃi/ تلفظ :‌ [m,oteh'ASi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • متلاشی
  • متلاشی شدن
  • پاره پاره و متلاشی کردن
  • قطعات متلاشی
  • متلاشی کردن
  • متحاجی
  • متحاسی
  • متحالی
  • متحالیه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

متحاشی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) به یکسو شونده. ( آنندراج ). جدا و علیحده و جداگانه ایستاده از همدیگر. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). دورشونده. به یکسو شونده. کناره گیرنده : هر چند از آن نهب و تاراج از سلطان متحاشی و مستشعر بودند. ( تاریخ جهانگشا ج 2 ص 54 ). و رجوع به تحاشی شود. || حاشاکننده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

هراسان.

فرهنگ معین

(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) دور شونده ، به یکسو شونده ، کناره گیر.

کلمات مرتبط

  • متلاشی
  • متلاشی شدن
  • پاره پاره و متلاشی کردن
  • قطعات متلاشی
  • متلاشی کردن
  • متحاجی
  • متحاسی
  • متحالی
  • متحالیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات