Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متجرده

تلفظ بین المللی : /mˌotedʒarrˈedeː/ تلفظ :‌ [m,otedZaRR'ede:]
لغت نامه دهخدا
  • مجرده
  • متجره
  • متجرد
  • متجنده
  • اشباح المجرده
  • جواهر مجرده
  • روز مجردها
  • استعاره مجرده
  • مجردها
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متجردة. [ م ُ ت َ ج َرْ رِ دَ ] (اِخ ) نام زن نعمان بن منذر پادشاه حیره . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). لقب هند، دختر منذربن اسودبن حارثةالکلبی زن نعمان بن منذراللخمی پادشاه حیرة. (از محیطالمحیط).

( متجردة ) متجردة. [ م ُ ت َ ج َرْ رِ دَ ] ( اِخ ) نام زن نعمان بن منذر پادشاه حیره. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ...

کلمات مرتبط

  • مجرده
  • متجره
  • متجرد
  • متجنده
  • اشباح المجرده
  • جواهر مجرده
  • روز مجردها
  • استعاره مجرده
  • مجردها
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات